بحثحاكميت ، قدرت و توزيع آن در نظامهاي سياسي از مهمترين مباحث حقوقي-سياسي است . اصل تفكيك و تعادل قوا و چگونگي توصيف آن در هرنظام سياسيمبتني بر مباني مختلف اجتماعي ، فرهنگي و ايدئولوژيكي است و به همين دليلاشكال گوناگوني از توزيع قدرت در حاكميت سياسي مشاهده مي شود
برای عرفان تعاریف زیادی ذکر شده است . تنوع و تعدد این تعاریف بیشتر به حالات و مقامات عارفان مربوط می گردد و در هرکدام، بعدی از ابعاد این حقیقت بازگو میشود.
در جامعه اسلامى، تشکیلات و سازمانروحانیت و نیز سایر نهادهاى دینى الزاماً تحت نظر حکومت نیست. این نهادهاالزاماً تحت سلطه حکومت ایجاد نمىشوند. مردم همانطور که در سایر فعالیتهادست به تأسیس نهاد مىزنند؛ فعالیتهاى مذهبى خود را نیز نهادینه مىکنند وساختارهایى با کارکرد مذهبى در جامعه شکل مىگیرد.
چرا روحانيت همواره بر مردم تكليف كرده است و رابطه روحانيت با مردم رابطه تكليفآور است و مشاركت مردم را بعنوان اداي تكليف خواسته است تا حق مردم، و مشاركت مردم را كمتر به عنوان حق تلقي كرده است.
مختار، در این جبهه به شدت فعالیت میکرد که از چنگ پدر بگریزد و وارد خط مقدم درگیری با دشمن شود اما عمویش «سعد بن مسعود» او را از این کار بازمیداشت. این تجربه عملی، برای نوجوانی که در قبیله شجاع «ثقیف» پرورش یافته بود، اثر بسزایی در پرورش شهامت و شجاعت او داشت.
قرآن كتاب ديني ما و آخرين كتاب آسماني است كه براي راهنمايي و تربيت انسان، از طرف خدا بر حضرت محمّد- صلّي الله عليه وآله- نازل شده است. همچنین قرآن كتابي است كامل و انسان ساز كه هر آنچه انسان براي تربيت و هدايت به آن نیازمند است به طور کلی دربر دارد و سعادت دنیا و آخرت انسان هایی را که به دستورها و رهنمود هايش عمل مي كنند، تأمين مي كند.
﴿اسراء: 9﴾
همانا اين قرآن مردم را به استوار ترين راه ها هدايت مي كند و بشارت مي دهد به مؤمناني كه عمل صالح انجام مي دهند به اينكه از پاداشي بزرگ بهره مند خواهند شد.
امام خميني :
«قرآن كريم سفره اي است كه خداي تبارك و تعالي به وسيله پيغمبر اكرم در بين بشر گسترده است كه تمام بشر از آن- هر يك به مقدار استعداد خودش- استفاده مي كند.»
« از انس با قرآن كريم، اين صحيفه ي الهي و كتاب هدايت، غفلت نورزند كه مسلمانان هر چه دارند و خواهند داشت، در طول تاريخ گذشته و آينده، از بركات سرشار اين كتاب مقدّس است.»
حوادث خونین غزه در این روزها چنان فجیع و دردناک است که نمیتوان غم سنگین ناشی از ان را با زبان و قلم ، بیان کرد. کودکان بیگناه و زنان و مردان مظلوم پس از ماه ها محاصرهی کامل، اکنون با قساوت و شقاوت صهیونیستها، در خانه و کشانهی خود به خاک و خون کشیده میشوند، غنچههای نورس در برابر چشم پدر ومادر، و پدران و مادران در برابر کودکان معصوم، در آتش کینهی جلادان غاصب میسوزند، مدعیان تمدن و انساندوستی با وقاحت تمام، این فاجعه عظیم انسانی را خونسردانه و بیتفاوت تماشا میکنند و حتی برخی با بیشرمی از آن ابراز خشنودی مینمایند. سکوت دنیای اسلام در برابر این تعدی کمنظیر به هیچ رو پذیرفته نیست.
يک پيرمرد آمريکايي مسلمان همراه با نوه کوچکش در يک مزرعه در کوههاي شرقي کنتاکي زندگي مي کرد. هرروز صبح پدربزرگ پشت ميز آشپزخانه مي نشست و قرآن مي خواند. نوه اش هر بار مانند او مي نشست و سعي مي کرد فقط بتواند از او تقليد کند.
يه روز نوه اش پرسيد :
در یک تحقیق علمی در امریکا که روز گذشته منتشر شد، ثابت گردید که تلاوت قرآن اثری شگرف بر حالت مزاجی فرد دارد و نقش عمده ای در کاهش مشکلات و بیماریهای روانی ایفا میکند........
در میان دانشمندان غربی ، تعداد زیادی افراد معتقد به خدا و اهل ایمان هستند که در مورد عبادت و تاثیر آن نظرهایی داده اند و بیشتر به جنبه های تاثیر روانی نماز توجه کرده اند .به ادامه مطلب بروید...
اگربندبند استخوانهایمان راجدا سازند، اگرسرمان رابالای دار برند،اگر زنده زنده درشعله های آتشمان بسوزانند، اگر زن وفرزندان و هستیمان رادرجلوی دیدگانمان به اسارت وغارت برند،هرگز اماننامه كفر وشرك را امضا نمیكنیم.(به مناسبت پذیرش قطعنامه 598)
خصوصيات بزرگى چون قناعت و شجاعت و صبر و زهد و طلب علم و عدم وابستگى به قدرتها و مهمتر از همه احساس مسئوليت در برابر توده ها، روحانيت را زنده و پايدار و محبوب ساخته است.(منشور روحانیت)
مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست، و آنها كه تصور می كنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه اند.(به مناسبت پذیرش قطعنامه 598)
هیچ چیز به زشتی دنیاگرایی روحانیت نیست و هیچ وسیله ای هم نمیتواند بدتر از دنیاگرایی ، روحانیت را آلوده کند.(منشور روحانیت)
روحانیون متعهد كشور ما باید خودشان را برای فداكاری های بیشتر آماده كنند، و در مواقع لزوم و ضرورت از آبرو و اعتبار خود برای حفظ آبروی اسلام و خدمت به محرومان و پابرهنگان استفاده كنند.(منشور روحانیت)
ما بر سر شهر و مملكت باكسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم لااله الا اللّه را بر قلل رفیع كرامت و بزرگواری به اهتزاز در آوریم.(به مناسبت پذیرش قطعنامه 598)
امام فرمودند اگر من از اسلام جدا شوم، مردم از من رو برخواهند گرداند. شاخص، اسلام است؛ شاخص، اشخاص نيستند؛ اين حرف امام (ره) است. او به ما ياد داد كه راه را تشخيص بدهيم، حركت صحيح را تشخيص بدهيم. 2/8/1389
اين مسئوليت و منصبي كه در نظام اسلامي داريم ، طعمه وسرمايه و كاسبي نيست، اشتباه نشود. مسئوليت در نظام اسلامي باري بر دوش انسان است كه بايد آن را به خاطر هدف و نيتي تحمل كند. دراين راه از خيلي چيزها بايد گذشت نه فقط از شهوات حرام، از شهوات حلال نيز بايد گذشت 23/5/1370 .
مواظب خودتان باشيد. آدمهاى فاسدى كه اسم هايشان را شنيدهايد يا توصيف شان را مى شنويد، اينها از اول كه فاسد نبودند؛ يك وقتيك لقمهى چرب و نرمى، دهن شيرينكنى - دانسته يا ندانسته - كسى توى دهن اينها گذاشته، به كامشان شيرين آمده، بعد لقمه بعدى و لقمهى بعدى را خودشان برداشتهاند و شدهاند فاسد. خيلى مراقب باشيد.9/4/1386
نماينده، بايدها و نبايدهايى دارد. يكى از آنها اين است كه نماينده مجلس، چون نماينده اين ملت عزيز است، بايد عزّت اين ملت را حفظ كند. نبايد در مسافرت به حوزه انتخابى، بهجاى اينكه شما را در حسينيه و خانه فلان شهيد ببينند، خبردار شوند كه به خانه فلان آدمى كه با انقلاب، نظام اسلامى و با اصل اسلام رابطه خوبى ندارد، رفتهايد. اين، حفظ عزّت اسلام نيست.8/3/1374
كسانى كه روى مردم اثر مىگذارند"كسانىكه حرفشان، اقدامشان، عملشان، منششان، نوشتهشان، روى مردم اثر مىگذارد" چند خطر بزرگ آنها تهديدشان مىكند كه بايد بسيار مراقب باشند. يكى خطر خسته شدن است، يكى خطر راحتطلبى است، يكى خطر ميل به سازش است، يكى خطر چسبيدن به منافع نقد است. 14/3/1379
بعضىها حقايقى را ميدانند،اما براى اقدام تصميم نميگيرند؛براى اظهار تصميم نمي گيرند؛ براى ايستادن در موضع حق و دفاع از حق تصميمميگيرند البته اين تصميم نگرفتن هم عللى دارد: گاهى عافيتطلبى است، گاهى تنزهطلبى است، گاهى هواى نفس است، گاهى شهوات است، گاهى ملاحظهى منافع شخصى خوداست، گاهى لجاجت است.
آغاز آشنایی بنده با آیتالله خامنهای به سالهای قبل از انقلاب برمیگردد. یعنی به حدود سیوپنج سال پیش. ماجرا به این صورت بود كه من درس سطحام تمام شده بود و دنبال این بودم كه در رشتههای آخوندی چه رشتهای را دنبال كنم. بروم فقیه و مدرّس و نویسنده بشوم یا یك منبری باشم یا دفتر عقد و ازدواج داشته باشم. خدا به دلم بَرات كرد كه آخوند اطفال بشوم. الگو هم نداشتم. آمدم در كوچههای كاشان، چندتا بچه را دعوت كردم. گفتم بیایید وسط كوچه تا برایتان قصه بگویم. از هفت تا بچه شروع كردیم به قصه گفتن و بعد اصول ساده و ترجمه و تفسیر كه الان 36 سال است كه قطع نشده است.
اگر مقصودمان از ولایت فقیه در قرآن، آن باشد كه قرآن، در آیه اى از آیات، صریحاً به موضوع ولایت فقیه پرداخته و از آن نامى به میان آورده باشد، بى تردید، پاسخ منفى است و تا كنون هیچ اندیشمند نیز چنین ادّعایى نداشته است و نمى تواند داشته باشد كه در قرآن آیه یا آیاتى به موضوع ولایت فقیه اختصاص یافته است; چنان كه قرآن كریم، صریحاً ولایت امام على(علیه السلام) و دیگر امامان معصوم(علیهم السلام) را عنوان ننموده است و نامى از ایشان در قرآن مشاهده نمى شود. قرآن در مورد بسیارى از احكام و مقرّرات مسلّم مربوط به مسائل عبادى، اقتصادى و سیاسى، با ارائه ى برنامه هاى كلّى، از آنها عبور مى نماید.
روز نهم دي در واقع روز نه گفتن ملت ايران به سران فتنه و آري گفتن به نظام اسلامي و بيعت مجدد مردم با آرمان هاي والاي حضرت امام خميني(ره) و رهبر فرزانه انقلاب اسلامي است. مردم در اين روز، تير خلاص را به سران فتنه شليك و پشت پيكر نامبارك فتنه را به خاك ماليدند.
اشاره
روز نهم دي ماه در تاريخ انقلاب اسلامي با عنوان روز «بصيرت» تبديل به يوم الله و ماندگار گرديد. در اين روز ماندگار و تاريخي ملت هميشه در صحنه ايران اسلامي، حماسه اي ديگر آفريد و دشمنان خدا و دينش را مأيوس و نااميد ساخت و قلب امام زمان (عج) و نائب بر حقش حضرت آيت الله العظمي خامنه اي(دامت بركاته) را شاد ساخت. بررسي چرايي پيدايي اين حماسه در سال گذشته موضوع اين نوشتار است كه به اختصار به آن پرداخته مي شود.
ماهيت حماسه نهم دي ماه 88
حماسه نهم دي 88 را از زواياي گوناگون مي توان واكاوي نمود و در باب آن سخن گفت. در ماهيت شناسي اين روز مي توان گفت نهم دي، روز غلبه جنود الهي بر جنود شيطان است. روز خروش ملت ايران و آشكار ساختن خشم مقدس در برابر اهانت ها و حرمت شكني هاي عده اي غافل و يا مزدور وابسته به اجانب نسبت به مقدسات در روز عاشوراي حسيني است. روز نهم دي در واقع روز نه گفتن ملت ايران به سران فتنه و آري گفتن به نظام اسلامي و بيعت مجدد مردم با آرمان هاي والاي حضرت امام خميني(ره) و رهبر فرزانه انقلاب اسلامي است. مردم در اين روز، تير خلاص را به سران فتنه شليك و پشت پيكر نامبارك فتنه را به خاك ماليدند.
در روز نهم دي ماه 1388، مشروعيت سياسي نظام اسلامي ايران بار ديگر با حضور خودجوش ده ها ميليوني مردم در تهران و تمامي شهرهاي ديگر كشور به جهانيان اعلام گرديد.
روز نهم دي، روزي است كه مردم ايران نشان دادند دشمنان خود و انقلاب خود را به خوبي مي شناسند و هرگز فريب حيله ها و نيرنگ هاي آنان را نمي خورند. روز نهم دي روزي است كه مردم ايران نشان دادند كه با بصيرتند و در ميان گرد و غباري كه فتنه گران به پا كرده اند هرگز، نه راه را گم مي كنند و نه دست از راهبر واقعي كه همانا ولايت فقيه است، بر مي دارند و در نهايت روز نهم دي روزي است كه مردم مسلمان و انقلابي ايران نشان دادند كه اين جمله حضرت امام (ره) را كه فرمودند: «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت تان آسيب نرسد» به خوبي در عمل به آن معتقد و پايبند هستند.
نهم دي واكنش مردم به حرمت شكني در عاشورا
حركت خودجوش و حماسي مردم در نهم دي سال گذشته، واكنش مردم مسلمان و انقلابي ايران به حرمت شكني ها در روز عاشورا بود. روز عاشوراي سال گذشته گروهي كه خود را وابسته به فرقه سبز مي دانستند به خيابان ها آمده و در چارچوب سناريوهايي از قبل طراحي شده با دادن شعارهايي عليه نظام اسلامي و ارزش هاي آن، در حالي كه هلهله مي كردند و كف مي زدند، به عزاداران حمله ور شده و برخي از خيمه هاي عزاي حسيني را به آتش كشيدند. اين جماعت كه هيچ شباهتي به عزاداران حسيني نداشتند، در پيامي كه از سوي موسوي صادر گرديد با عنوان «ملت خداجوي» معرفي شدند. پيام موسوي و اظهارنظر برخي ديگر از سران فتنه در قبال حوادث روز عاشورا، نشان داد كه جريان فتنه با دين و اعتقادات مردم مشكل دارد و به همين دليل در برابر نظام اسلامي و ولايت فقيه ايستاده و انتخابات، بهانه اي بيش نيست.
اين رفتار فتنه گران، واكنش پرخروش و حماسي مردم در نهم دي را به دنبال داشت كه در آن مردم به صورت متحد و يكپارچه در برابر فتنه گران به صحنه آمده و آنان را منزوي ساخته و به حاشيه راندند.
چرا حرمت شكني در روز عاشورا
برخلاف ادعاي موسوي و ديگر سران فتنه و احزاب و گروه هايي كه فتنه گران را همراهي كردند، افراد حرمت شكن در روز عاشورا، هيچ نسبتي با ملت خداجوي و عزاداران امام حسين(ع) نداشتند. حرمت شكنان، مجموعه اي ناهمگون با باورها و اعتقادات متفاوت و بعضاً متضادي بودند كه با هدف مقابله با نظام اسلامي به صحنه آمده بودند. منافقين، بهايي ها، سلطنت طلبان، گروه هاي چپ گراي ماركسيستي، شيطان پرستان، ليبرال ها و ملي گرايان غرب گرا و عده اي هم از انقلابيون فرسوده و پشيمان از مبارزه با شاه و آمريكا اين جماعت را تشكيل داده بودند. بنابراين اساساً بسياري از آنان با عاشورا و فرهنگ آن و با شور و حال عزاداران امام حسين(ع) بيگانه بودند و همين بيگانگي باعث شد كه اقداماتي را انجام دهند كه مردم مومن و انقلابي چهره واقعي آنها را آن گونه كه هست، بشناسند. شعارهاي حرمت شكنان در روز عاشورا در ادامه شعارهاي پيشين آنان در روزهاي قدس، 13 آبان و 16 آذر بود. لكن اين ويژگي عاشوراي حسيني است كه به خوبي صف حق طلبان را از صف مدعيان دروغين حق جدا مي سازد.
جريان فتنه و مناسبت ها
در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري، جرياني كه اكنون با عنوان جريان فتنه شناخته مي شود و پيش از اين با عنوان دوم خرداد و جبهه اصلاحات از آن ياد مي گرديد، اين جريان كه مطمئن بود در انتخابات پيروز نخواهد شد، سناريوي احتمال تقلب در انتخابات را طراحي كرد. كساني كه در اتاق هاي فكر اين جريان، اين سناريو را با الگوگيري از انقلاب هاي مخملي كشورهاي شوروي سابق طراحي كرده بودند، هيچ ترديدي نداشتند كه با ادعاي تقلب در انتخابات و كشاندن هواداران سازمان يافته به خيابان ها، نظام را وادار به عقب نشيني كرده و ابطال انتخابات را به رهبري و شوراي نگهبان تحميل خواهند كرد. تصور آنان اين بود كه با باطل شدن انتخابات، مديريت امور را با پشتوانه حضور هواداران حاضر در صحنه در دست خواهند گرفت و به اهداف و مقاصد سياسي خود دست خواهند يافت.
هوشياري رهبري و مردم در برابر اين جريان فتنه گر، آنان را در رسيدن به اهداف ناكام ساخت. سران فتنه و حاميان خارجي آنان كه براي اولين بار با شكست سنگين مدل انقلاب هاي رنگي در ايران مواجه شدند براي به چالش كشاندن نظام و بحران سازي براي دولت، ضمن كودتايي معرفي كردن دولت و نامشروع دانستن آن، راهبرد استفاده از مناسبت ها را براي عرض اندام در صحنه و آوردن هواداران به خيابان ها انتخاب كردند. آنان تصور مي كردند مي توان با انبوه هواداران معترض، نظام را به چالش كشيد.
مناسبت هايي كه روشنگري كرد
جريان فتنه اين تصور را داشت كه مناسبت ها بهترين فرصت براي به چالش كشاندن نظام اسلامي خواهد بود. موسوي كه ادعاي تقلب در انتخابات را داشت، اما هيچگاه مسير قانوني را براي پيگيري شكايت خود برنگزيد و به كف خيابان آمد و مردم را نيز به خيابان ها فراخواند. او تصور مي كرد مردم با او هستند و با آمدن مردم به صحنه، همه چيز بر وفق مراد او پيش خواهد رفت.
اما در صحنه عمل، اتفاقات ديگري رخ داد و دست موسوي كاملاً رو شد. در اولين مناسبت كه روز قدس بود، هواداران موسوي با نماد رنگ سبز، نه تنها حرمت ماه رمضان را شكسته و در ملأ عام روزه خواري آشكار نمودند، بلكه با شعارهايي چون «نه غزه، نه لبنان» و «نه شرقي، نه غربي، جمهوري ايراني» نشان دادند كه هيچ سنخيت و تناسبي با ملت انقلابي و در خط امام(ره) ندارند. در مناسبت دوم كه سيزده آبان و سالروز ملي مبارزه با استكبار بود، اين جماعت به جاي گفتن مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل، شعار مرگ بر چين و مرگ بر روسيه سر داده و وابستگي خود به غرب و سفارتخانه هاي غربي را آشكار ساختند. در سومين مناسبت كه 16 آذر بود، خشم و كينه خود نسبت به حضرت امام(ره) را نتوانستند در دل هاي شان پنهان سازند و با به آتش كشيدن تصاوير حضرت امام، علناً نشان دادند كه آنان هدفي جز حذف تفكر امام (ره) از صحنه سياست ايران ندارند و در چهارمين مناسبت يعني در روز عاشورا، اين چهره هاي واقعي آشكار شد كه آنان با دين و اسلام مشكل دارند. در روز عاشوراي سال گذشته به طور كلي پرده از چهره منافقين جديد و مدعي خط امامي كنار رفت و مردم به خوبي دريافتند كه چگونه افرادي كه در گذشته در صف انقلاب و همراه امام(ره) بوده اند، امروز در صف دشمنان و در مقابل امام(ره) و ولايت فقيه ايستاده اند. بنابراين در روز نهم دي، ملت ايران با خلق حماسه بزرگ اعلام كردند كه آنان در صف ولايت و انقلاب و نظام هستند و نه تنها براي سران فتنه با هر سابقه اي هيچ احترامي قائل نيستند، بلكه به دليل جرايمي كه مرتكب شده اند، خواستار اشد مجازات براي آنان مي باشند.
چرا اين چنين شد؟
اما چرا برخي از افراد با سابقه انقلابي در اين مسير افتاده و اين گونه در برابر امام، نظام و ولايت قرار گرفتند؟ براي پاسخ بايد گفت، بر حسب تجربه تاريخي، حرام خواري، هواهاي نفساني، قدرت طلبي و جاه طلبي از عوامل اصلي انحراف خواص جبهه اهل حق مي باشد. خواصي كه به همين دلايل، با حضرت امير(ع)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) جنگيدند. همين دلايل سبب گرديد كه در انقلاب ما نيز خواصي كه با امام(ره) بودند و سال ها در مسئوليت هاي گوناگون حضور داشتند، امروز به خاطر دنيا و لجاجت هاي شان در برابر نظام اسلامي و رهبري آن بايستند و دنيا و آخرت شان را تباه سازند. اما آنچه باعث خرسندي و اميدواري است، بصيرت توده هاست كه نگذاشت اين انحراف خواص دنياگرا، انقلاب اسلامي را از مسير اصلي خارج سازد و نظام اسلامي را دچار انحراف نمايد.
علامه اميني تعريف كرده است كه: «مدتها فكر مي كردم كه خداوند چگونه «شمر»(ملعون) را عذاب مي كند؟ و جزاي آن تشنه لبي و جگر سوختگي حضرت سيدالشهدا(ع) را چگونه به او مي دهد؟ تا اين كه شبي در عالم رويا ديدم
سلام بر آن رادمردي كه براي همه دورانها اسوه اي نيكو و مكتبي پابرجا شد و سلام بر آن ارواحي كه در چرخه ايام در آن ذات مقدس و نوراني به فنا رسيدند و مصداق «حلت بفنائك» شدند و سلام خدا بر شهيدان انقلاب اسلامي كه ناب ترين حماسه عاشورايي عصر آخرالزمان را به بار نشاندند.
روحيه مقاومت و تحمل زنان- نسبت - به شهادتها در كربلا درس ديگر نهضت بود. اوج اين صبوري و پايداري در رفتار و روحيات زينب كبري«ع» جلوه گر بود.
افشاگريهي زنان و دختران كاروان كربلا چه در سفر اسارت و چه پس از بازگشت به مدينه پاسداري از خون شهدا بود. سخنان بانوان، هم به صورت خطبه جلوه داشت، هم گفتگوهي پراكنده به تناسب زمان و مكان.
اعتقاد به دوزخ پیرو دستور شورای خصوصی، هرچند که اسقف اعظم کانت بری و اسقف اعظم پورت آن را به رسمیت نشناختند، جزء اصول اعتقادی مسیحیت نمی باشد لیکن در تعالیم اساسی کتاب مقدس و به تصریح یونس و دیگر رسولان جزء اصول اعتقادی محسوب می شود.
اوایلجنگ بود و ما با چنگ و دندان و با دست خالی با دشمن تا بن دندان مسلح میجنگیدیم. بین ما یکی بود که انگار دو دقیقه است از انبار ذغال بیرون آمدهبود! اسمش عزیز بود. شب ها می شد مرد نامرئی! چون همرنگ شب می شد و فقطدندانسفیدش پیدا می شد. زد و عزیز ترکش به پایش خورد و مجروح شد و فرستادنش بهعقب.
شهید خرازی
:: موضوعات مرتبط:
بزرگان ,
شعر ,
,
:: بازدید از این مطلب : 667
کاظم روحانی نژاد خبرنگار باسابقه صداوسیما: به استاد محمود فرشچیان هنرمند صاحب نام و متعهد معاصر ارادت خاصی دارم و بارها ایشان را از نزدیک دیده ام و اخرین بارچند سال پیش در سفر رئیس جمهور پیشین به نیویورک، استاد را درجمع ایرانیان دیدم ولحظاتی هم صحبت شدیم...
زاهدی گوید: جوابچهار نفر مرا سخت تکان داد . اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشهلباسم را جمع کردم تا به او نخورد . او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حالما چه خواهد بود!
دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی . گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟ سومکودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده ای ؟کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت:تو که شیخ شهری بگو که اینروشنایی کجا رفت؟ چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد . گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن . گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟
زمانیکه نمرود ملعون،آن آتش مشهور را برای حضرت ابراهیم (ع) افروخت ، غلامی از دربار وی متهم به دزدیدن گوهری گردید . خواستند که وی را قبل از حضرت ابراهیم در آتش بیاندازند .غلام هر چه جزع کرد و به بت ها متوسل شد فایده ای ندید تا آنکه از سوز جگر گفت :یا الله .خداوند خطاب به جبرئیل نمود که : دریاب بنده ی مارا.جبرئیل عرض کرد:خدایا میدانی که کافر است.خداوند فرمود:هر چند کافر است.ولیکن چون مارا به نام خداوند می خواند،از کرم ما نمی سزد که به فریادش نرسیم....
کعبه یا بیت العتیق بنایی در میان مسجدالحرام در شهر مکه و کشور عربستان واقع است که مقدسترین مکان دین مبین اسلام محسوب محسوب شده، قبلهگاه عاشقان و شیفتگان معبود است .
شهر بُرازجان مركز شهرستان دشتستان واقع در استان بوشهر در ايران. اين شهر در ۶۵ کیلومتری شمال شرقي بندربوشهر و در ارتفاع ۸۰ متری از سطح دریا است.
یکی از آثار باستانی برازجان دژ است. یکی دیگر از آثارهای باستانیهای برازجان کاخ زمستانی کوروش است. از دیگر آثار باستانی برازجان میتوان به تل مر نیز اشاره کرد. گور دختر و کوه قلعه واقع در کوههای گیسکان مجاور شهر برازجان از دیگر آثار باستانی این شهر بشمار میآید.
:: موضوعات مرتبط:
بزرگان ,
,
:: بازدید از این مطلب : 972
پیدایی خوارج در عرصه فرقه های مذهبی، یکی از تحولات مهم سیاسی و فکری در تاریخ اسلام است.در حقیقت ظهور این گروه، سمبل گرایش افراطی جهان اسلام در عرصه سیاست و اندیشه می باشد .
قيام توابين
جنبش توابين در سال شصت و پنج عليه حاكميت امويها و براى از بين بردن قاتلين حسين بن على (ع)، برپا گرديد. بعد از واقعه كربلا، شيعيان كوفه كه از عدم حمايت خود نسبتبه امام حسين (ع)شرمنده شده بودند، تصميم گرفتند تا به گونهاى اين شرمندگى را از چهره خويش بزدايند.