نوشته شده توسط : داش حسین
من كه از هجران تو همواره سوزانم چو شمع
تا به كي از دوريات خود را بسوزانم چو شمع؟
بس كه ميسوزم سراپا از فراق روي تو
همچنان هر لحظهاي در حال نقصانم چو شمع
ميگدازد دوري از ديدار تو جان مرا
گر چه در پيش حضورت هم گدازانم چو شمع
اي گل نرگس از آن آغاز غيبت تاكنون
خوب ميداني كه من در شعله پيچانم چو شمع
زآن زمان كز ديدنت محروم شد چشمان من
سوز و سازت را به عمري گشته مهمانم چو شمع
هم بيا چشمانتظاران جهان را چاره باش
هم بيا بنما منور بام و ايوانم چو شمع
بي تو اي روح بهاران، اي اميد آخرين
شعله باشد شاهد اشك فراوانم چو شمع
گر ببينم «سائل» آن رخسار چون خورشيد را
همچو اشك از ديده ريزم جان به دامانم چو شمع
"سائل"
:: موضوعات مرتبط:
شعر ,
,
:: برچسبها:
شعر ,
امام زمان ,
خدا ,
چو شمع ,
سائل ,
خورشید ,
اشک ,
شاعر ,
متخلص ,
گل نرگس ,
هجران ,
مهمان ,
ظهور ,
امامت ,
منجی ,
:: بازدید از این مطلب : 566
|
امتیاز مطلب : 85
|
تعداد امتیازدهندگان : 23
|
مجموع امتیاز : 23
تاریخ انتشار : چهار شنبه 25 / 11 / 1384 |
نظرات ()
نوشته شده توسط : داش حسین
این گریه خالصانه به درگاه خدای سبحان، آدم را مسلح می کند. یعنی آدم را از غرور، از تعدی، از ظلم و از خودبینی نجات می دهد، از احسن اثاثاً و رءیا (۲) نجات می دهد، ازطمع نجات می دهد. حالا گریه خاضعانه در عبادت و غیرعبادت یک اثر دارد، گریه برای سالار شهیدان یک اثر دارد.
:: موضوعات مرتبط:
معصومین و پیامبران ,
,
:: برچسبها:
راز اشک ریختن برای امام حسین (ع) ,
راز اشک ,
اشک ,
امام حسین ,
اشک ریختن برای حسین ,
محرم ,
گریه ,
شیدالشهدا ,
گریه کردن برای حسین ,
,
:: بازدید از این مطلب : 595
|
امتیاز مطلب : 109
|
تعداد امتیازدهندگان : 39
|
مجموع امتیاز : 39
نوشته شده توسط : داش حسین
ماند خاکستر بجا از خيمههاي سوخته سبز شد بانگ عزا از خيمههاي سوخته
ميرود تا آسمان همراه بانگ يا حسين شعله شور و نوا از خيمههاي سوخته
آب آب کودکان تشنه در ظهر عطش رفته تا عرش خدا از خيمههاي سوخته
از سفير تير صيادان غزالان حرم در بيابان شد رها از خيمههاي سوخته
در شرار آتش بيداد روئيد از جگر شيون آل عبا از خيمههاي سوخته
درغبار آتش و اندوه ميآمد برون سروهاي سر جدا از خيمههاي سوخته
نالهها ميداد سر بيمار دشت کربلا نالههايي جانگزا از خيمههاي سوخته
کس در آن وادي غم جز زينب محزون نبود تا برون آرد و را از خيمههاي سوخته
از ميان شعلههاي مرگ چون آيد برون اهل بيت مصطفي از خيمههاي سوخته
ميتراود عطر مظلوميت خون خدا تا ابد در کربلا از خيمههاي سوخته
نام شاعر: عباس براتيپور
:: موضوعات مرتبط:
معصومین و پیامبران ,
,
:: برچسبها:
کربلا ,
خیمه ,
سوخته ,
حسین ,
شعر ,
شاعر ,
عشق ,
عشاق ,
محمد ,
اهل بیت ,
اشک ,
تشنه ,
عطش ,
آب ,
کودک ,
:: بازدید از این مطلب : 692
|
امتیاز مطلب : 122
|
تعداد امتیازدهندگان : 38
|
مجموع امتیاز : 38
نوشته شده توسط : داش حسین
نام جانبخش تو چون بر دهنم ميآيد عطر فردوس برين از سخنم ميآيد
زمزم اشک ز چشم تر من ميجوشد نام شيرين تو چون بر دهنم ميآيد
اي مسيحا دم عالم ز نسيم مهرت روح ايمان و يقين بر بدنم ميآيد
همچو جان سخت گرانقدر و عزيز است مرا ز تو هر غم که به جان و به تنم ميآيد
دل نشسته است به سوگ و به عزايت شب و روز ناله و گريه ز بيتالحزنم ميآيد
از شرار غم تو سوختم اما شادم که به سويت خبر سوختنم ميآيد
گر پس ازمرگ ببويند مرا در دل خاک نکهت مهر حسين از کفنم ميآيد
گرچه خارم چو «وفايي» ولي از لطف حسين روز محشر خبر گل شدنم ميآيد
نام شاعر:سيد هاشم وفايي
برگرفته شده از:
www.vaares.com
:: موضوعات مرتبط:
شعر ,
,
:: برچسبها:
زمزم ,
اشک ,
امام حسین ,
حسین ,
کربلا ,
گریه ,
عاشورا ,
:: بازدید از این مطلب : 722
|
امتیاز مطلب : 55
|
تعداد امتیازدهندگان : 19
|
مجموع امتیاز : 19
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 29 صفحه بعد